یکی دیگر از سری عکس های زمستان ۱۳۸۶
حرم مطهر امام رضا(ع)
عکس های زیر گوشه هایی از بنای آرامگاه عارف وارسته شیخ احمد جامی است که در در زمستان سال ۱۳۸۶ در سفرم به تربت جام گرفتم.
بقیه ی عکس ها رو لطفا در ادامه ی مطلب تماشا کنید
مسعودی در مروجالذهب (جلد یکم، ص283 و 284)خبری را نقل کرده است که خلاصه آن چنین است:
ایرانیان در گذشته به زیارت خانهی خدا در مکه میرفتند و بدور آن طواف می کردند.
چون هنگامی که ساسان نیای اردشیر بابکان به آنجا میرفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه میکرده است و ایرانیان دیگر نیز چنین میکرده اند، به همین سبب آن چاه را زمزم نامیدهاند.
مسعودی شعری را هم که در قدیمالزمان شاعری در این زمینه سروده است نقل میکند:
زمزمت الفرس علی زمزم / و ذاک فی سالفها الاقدام
مسعودی سپس میافزاید که: ایرانیان در گذشته اموال و جواهر هم به کعبه پیشکش میداده اند؛ و ساسان ابن بابک دو آهوی زرین و مقداری جواهر، چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آنها را در چاه زمزم دفن کرده بودند.
همچنین تا چند سال پيش تکه سنگهاي خردشده از آناهیتا (فرشته آب و پاکی ایرانیان) در کناره حوض زمزم قرار داشت، که در بازسازی جدید محوطه خانه خدا ازمیان رفت.( بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، ص 275)
1- استبرق: ديباي حرير، ديباج (کهف/29)
2- سجيل: سنگوگل (هود/84)
3- کورت: غروب،غورت، غروب کند (تکوير/1)
4- مقاليد: کليدها، مفاتيح (زمر/63)
5- اباريق: کوزهها، ظروف سفالي دستهدار و با لوله براي آب يا شراب (واقعه/17،18)
۱- استبرق:
طبرسي در مجمعالبيان، گويد: واژهي "استبرق"، فارسي است و اصل آن "استبره" است. (جلد ششم/ ديمهي 267)
آرتور جفري نيز در نسک خود ريشهي آنرا پارسي ميداند که واکهي "ک" در "استبرک" پارسي ميانه به "ق" گوهريده و در تازي به ريخت "استبرق" درآمده است.
2- سجيل:
مجمعالبيان اين واژه را پارسي ميداند و گويد: اصل آن "سنگ و گل" است. (جلد 5/ديمهي 183)
جفري ريخت پهلوي سنگ را sang و گل را gil ميداند و بر اين باور است که اين واژه از پارسي ميانه يکراست به زبان تازي رفته است.
کورش بزرگ و روایت های دینی

کورش کبیر اولين پادشاه هخامنشي، افزون بر ايرانيان ، به دليل صدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و دانشمندان(ویل دورانت، ویکتور هوگو، کنت گوبینو، هگل، شاتوبراین، پاپ کلمنتوس ۵ ، بوسویه، ناپلئون، دانیل روپس، گیرشمن و...) محترم است .در دوران باستان نیز بسیاری از اندیشمندان (مانند افلاطون، فیثاغورث، هرودت، گزنفون، دیودور سیسیلی و...) او را ستوده اند.
كوروش بزرگ بنا به پژوهشهاي 100 ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين (که برخی او را بدلیل سخن گفتن خداوند با وی «و قلنا یا ذا القرنین» پيامبر الهی می دانند) است كه در سوره كهف قرآن (آیات83 تا 99) از او ياد شده است. از جمله معروفترین این محققان می توان به افراد زیر اشاره کرد:
مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسیرالبیان ( ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی) ــ علامه طباطبايي در تفسير الميزان ــ آيتالله العظمی ناصر مكارم شيرازي و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسير نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی،حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی) ــ تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن ــ آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری) ــ حجه الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات ــ دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی ــ سید صدر بلاغی در قصص قرآن ــ جلال رفیع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی ــ دکتر حسنعلی پیشاهنگ در کتاب تاریخ ایران برای نوجوانان ــ منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی ــ آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و عضو مجلس خبرگان دوم ــ استاد محیط طباطبایی ــ حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد _ سر احمد خان بنیانگذار دانشگاه اسلامی علیگر هند.